ازدواج یکی از سنتهای الهی و بنیادیترین نهادهای اجتماعی در اسلام به شمار میرود که شریعت اسلامی بهمنظور تحکیم آن، احکام و ضوابط مشخصی را مقرر داشته است. یکی از مباحث مهم در عقد نکاح، امکان درج شروط ضمن عقد است؛ شروطی که میتوانند در راستای حمایت از حقوق طرفین عمل کنند، بهشرط آنکه با اصول و ماهیت عقد در تعارض نباشند. یکی از مباحث رایج در جوامع معاصر، شرط اسقاط حق طلاق از شوهر به درخواست زوجه در ضمن عقد نکاح است. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی مشروعیت این شرط از منظر فقه حنفی است. این پژوهش با روش توصیفی–تحلیلی و براساس منابع مکتوب فقهی انجام شده است. اهمیت تحقیق نیز مشروعیت و عدم مشروعیت اسقاط حق طلاق شوهر رد ضمن عقد است. نتایج تحقیق نشان میدهد که از منظر فقه احناف، شرط اسقاط حق طلاق از شوهر، شرطی فاسد محسوب میشود؛ زیرا طلاق، حقی شرعی است که شارع مقدس به مرد واگذار کرده است و هیچ شرطی نمیتواند آن را پیشاپیش از او سلب نماید. افزون بر تعارض چنین شرطی با نصوص شرعی، بهدلیل مخالفت این شرط با مقتضای عقد نیز فاسد تلقی میشود. از دیدگاه احناف، وجود این شرط اگرچه فاسد و فاقد اعتبار است، اما به اعتبار عقد نکاح لطمهای وارد نمیکند و تنها خود شرط، بیاثر و غیرالزامآور تلقی میشود.